تبليغاتX
...موجیم که آسودگی ما عدم ماست - حالا چه می گویید؟
دل‌نوشته‌ها و یادداشت‌های یک خبرنگار تکلیف‌گرا

"باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز --- قصه غصه که در دولت یار آخر شد"

پس از مناظره های احمدی نژاد با کاندیداهای جبهه "ضد احمدی نژاد" با خود گفتم که ما دیگر هیچ چیزی از احمدی نژاد نمی خواهیم، چه رای بیاورد و چه نیاورد ما حرف هایمان را در پیشگاه ملت زده ایم. احمدی نژاد آنچه را که حرف دل ما بوده است، گفت. حرف ما همین بود که مملکت ارث پدری عده ای خاص نیست و اشتباهات افراد نباید به حساب انقلاب گذاشته شود، انقلاب و نظام و بیت المال متعلق به مردم است و نباید به هر بهانه ای حلقه ای خاص تا ابد خود را رئیس کشور بدانند. حرف ما این بود که جماعت مدعی آزادی و دموکراسی با مردم صادق نیستند و دروغ می گویند. آنان که در دهه شصت حتی یک روزنامه منتقد را نمی توانستند تحمل کنند و رژه بگیر و ببند را در کشور اجرا می کردند، امروز نمی توانند مدافع آزادی بیان باشند. حرف ما این بود که این ملت اسلامی و معتقد به ارزش های انقلاب و راه امام(ره) است و مخالف سکولاریسم و تفکرات این روزهای جماعت مدعی اصلاح طلبی است.

همواره مخالفان اصولگرایی در این چند ساله شعار می دادند که "اگر تایید صلاحیت شویم و اگر مردم به صحنه بیایند ما پیروزیم". هر چند بارها از جمله در انتخابات سوم تیر و انتخابات مجلس خلاف این ثابت شده بود اما از رو نمی رفتند و مستمسک ایشان مشارکت بالای مردم در انتخابات دوم خرداد بود و خلاصه هر حادثه تلخی را با شیرینی آن روز از یاد می بردند. امروز باید از این جماعت بپرسیم که براستی "حالا چه می گویید؟" اکنون که در انتخاباتی بسیار پرشورتر و مردمی تر از دوم خرداد، مفتضحانه شکست خورده اید چه می گویید؟ آیا این لشکر شکست خورده حاضر است که شکست خود را بپذیرد؟ 40 میلیون نفر پای صندوق آمدند و بیش از 24 میلیون نفر بر خلاف تبلیغات ایشان گفتند و نوشتند احمدی نژاد.

خیلی ها شکست خوردند اما اول بازنده این انتخابات سید محمد خاتمی بود. مردی که در جمع هوادارانش خواستار نابودی تفکر احمدی نژاد شده بود، او که بزرگ، نماد، پرچمدار و محبوب ترین اصلاح طلبان بود و در عمل از تفکرات سکولار آنان دفاع می کرد. آقای خاتمی شکست خوردید، آن همه توهین و اهانت شما به دولت نهم نتیجه عکس داد و آرزوهایتان بر باد رفت. بیش از 24 میلیون رای ناب و پاک ملت به احمدی نژاد همه تابوهای جناح چپ و مرد محبوبشان را شکست. آقای هاشمی، آقای کروبی، آقای کرباسچی، آقای عبداله نوری، آقای مهاجرانی، آقای منتظری شکست خوردید، نه از احمدی نژاد که از ملت شکست خوردید، آقایان تاج زاده، بهزاد نبوی، رمضان زاده، موسوی لاری، محتشمی پور، موسوی خوینی ها، آرمین و همه اعضای کمیته ایکس و احزاب مشارکت، سازمان مجاهدین، مجمع روحانیون، نهضت آزادی، کارگزاران و... شکست خوردید، از عدالت خواهان شکست خوردید. همه شاگردان مکتب "کیان" به همراه رهبر فکری‎شان، عبدالکریم سروش، شکست خوردند، جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر و مدافعان کنوانسیون زنان و روزنامه نگاران دربند و دانشجویان ستاره دار و... در مقابل حماسه 40 میلیون ایرانی سر تعظیم فرود آوردند. اینها تنها شکست خوردگان وطنی بودند، مهمتر از ایشان بزرگان آن سوی مرزها بودند که از ماه ها قبل رجزخوانی کرده بودند که احمدی نژاد نباید انتخاب شود، آقای سارکوزی، آقای اوباما، آقای براون، خانم کلینتون، خانم مرکل، لابی آیپک و مافیای صهیونیسم همه شکست خوردند.

ملت به خوبی جواب سال ها تهمت، بهتان و سیاه نمایی های افراطیون را داد. مگر نمی گفتید این وضعیت دیکتاتوری است، مگر نمی گفتید کشور در حال سقوط است، مگر نمی گفتید چون رسانه نداریم شکست می خوریم، بالاخره همه حرف هایتان را در رسانه ملی زدید و هر چه دلتان خواست در پیشگاه میلیون ها ایرانی نثار دولت مظلوم کردید اما در روز وزن کشی همه در مقابل انتفاضه ملت زانو زدید. این بار قطب های انتخاباتی دستخوش دگرگونی شده بود، دیگر حرفی از چپ و راست نبود، سنگرها یکی در جبهه اصولگرایی و دیگری در جبهه ضد اصولگرایی قرار داشت، یکی معتقد به تداوم راه امام، ایستادگی و حکومت دینی بود و دیگری تنها قاب عکس امام. تفکری که راه پیشرفت کشور را توسل به چند قدرت زورگو می دانست و به خاطر دل خوشی آنان حاضر شده بود حتی تدریس فیزیک را در دانشگاه ها تعطیل کند و تفکر دیگری که با بازگشت به ارزش های 57 راه پیشرفت کشور را رسیدن به استقلال می دانست.

و اما عبرت های انتخابات؛ درس های خوبی داشت اول اینکه ایستادگی بر اصول و کار کردن برای خدا به فرمایش امام(ره) باعث تداوم خدمت می شود. مردم قضاوت کنندگان خوبی هستند و حقیقت را از هوچی گری و تخریب به خوبی تشخیص می دهند. درس هایی برای امثال کروبی تا بدانند که مشکل مردم چند دانشجوی ستاره دار و چند خلافکار سیاسی نیست و دیگر گول مارهای خوش خط و خال را نخورند و برای گرفتن رای به مسخره کردن رقیب و زدن تهمت نپردازند، درس هایی برای آنانی که اصولگرایی را ملک شخصی خویش می پنداشتند و به خاطر یک گذشته، فکر می کردند همه باید دربست ایشان باشند و بعد از مدت ها به این نتیجه برسند که حتما باید یک اشتباه را برای چندمین بار تکرار کنند. درس هایی برای افراطیون که گمان نکنند اگر از حمایت کارتل های اقتصادی برخوردارند، اگر ابزارهای تبلیغی و امکانات ستادی وسیعی دارند، اگر از حمایت بیگانه بهره می برند، می توانند آرا ملت را به سود خود مصادره کنند و درس هایی برای میرحسین و میرحسین ها که در آینده ممکن است ظهور کنند تا بدانند بیماران سیاسی جایگاهی در میان مردم ندارند و برای کسب رای متوسل به تندروها نشوند و با دروغ و حیله همراه تندخویی، خدمات طلایی نظام را زیر سئوال نبرند و معکوس جلوه ندهند. آقای میرحسین بدجوری شکست خوردید، هم در حین رقابت، هم در نتیجه و هم پس از رقابت.

امیدوارم 22 خرداد تلنگری باشد تا آنان که فکر می کردند تندروی عاقبت خوبی دارد، پشیمان از گذشته، همراه ملت و دولت مردمی شوند. می توانند استراحت کنند اما جرزنی نکنند. انجام کارهایی همچون آنچه دیروز و امروز در تهران رخ داد نه تنها هیچ کمکی به ایشان نمی کند بلکه ماهیت واقعی مدعیان دموکراسی و مردم سالاری را نمایان تر می سازند. قریب یک میلیون تهرانی عصر امروز در میدان ولی عصر جواب خیالبافی های آقای موسوی درباره نتیجه انتخابات را دادند. البته نمی شود سخت گرفت، باید حق داد که این نتیجه تاریخی را باور نکنند. جماعتی که از فردای سوم تیر به خواب رفت و حاضر نشد دستاوردهای نظام را باور کند اکنون هم همان راه سابق را می پیماید. وقتی گفته می شد که دولت فلان کار را انجام داده می گفتند دروغ است، الان هم حق دارند که نتیجه را باور نکنند سیلی که بیش از 24 میلیون ایرانی به صورت اینان نواخته است، حالا حالاها برایشان غیر قابل باور است. همان طور که ماهواره امید و سفرهای استانی و انرژی هسته ای و چند برابر شدن خدمات دولت در دوره احمدی نژاد غیر قابل باور بود و با برچسب دروغ مواجه می شد. به گمانم باز هم احمدی نژاد با بزرگواری در حق این جماعت گمراه، از سر تقصیراتشان خواهد گذشت.

نکته آخر اینکه انتخابات تمام شده است، اکنون فصل دوستی هاست. باید بداخلاقی ها و ناجوانمردی های رقیب را به فراموشی سپرد. دوم خرداد و جناح چپ دیگر به تاریخ پیوسته است و عملا دیگر وجود ندارد. فرصتی برای تلافی نیست، باید کشور را ساخت و پاسخی به اعتماد دوباره مردم داد. بهتر است با عبرت از فرداهای تلخ دوم خرداد بدون سهم خواهی مردم را به دو دسته و چند دسته مخالف و موافق تقسیم نکنیم، دنبال این نباشیم که چه کسی به احمدی نژاد رای داده و چه کسی رای نداده است و باور داشته باشیم که اگر این دولت موفق شود، افتخار آن به پای همه نوشته می شود. سهم خواهی، گروکشی و رفاه طلبی در این دولت جایی نخواهد داشت. باید دعا کرد تا این دولت موفق باشد و البته با اتمام ماموریت، در سنگر نقد صریح، دولت را یاری کرد تا ضمن تکرار نکردن اشتباهات پیشین، کارایی بیشتری داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 23:2  توسط ابراهیم رضائی  |