تبليغاتX
...موجیم که آسودگی ما عدم ماست - برای مظلومیت احمدی نژاد... و کاش میرحسین نیامده بود
دل‌نوشته‌ها و یادداشت‌های یک خبرنگار تکلیف‌گرا

چند شب پيامكي در نيمه‌هاي شب از يك دوست دانشگاهي به دستم رسيد با اين مضمون كه براي پيروزي احمدي‌نژاد در انتخابات يك روز، روزه ، هزار صلوات و يك ختم قرآن نذر كنيم.
روزهاي خوشي نيست، مي‌ماني از اين كج رفتاري‌ها، در مي‌ماني از آناني كه بر طبل "ايرانيّت" مي‌كوبند اما حاضرند همه منافع و دستاوردهاي كشور را فداي قدرت طلبي‌هاي خود كنند.
خوب كه نگاه مي‌كنم مي‌بينم چاره‌اي جز همين نذر و نيازها نداريم. در برابر سيل عظيم تخريب و توهين و اخيرا ترور شخصیت چه مي‌شود كرد؟ مظلوميت احمدي‌نژاد مرا به ياد اهل بيت(ع) مي‌اندازد. از نظر آقايان هيچ كار درستي در اين چهار سال انجام نگرفته است. يادم نمي‌آيد كه در دوران تلخ و پرمخاطره سيد محمد خاتمي هيچ اصولگرايي با چنين ادبياتي صحبت كرده باشد. اين قدرت و پست و مقام چقدر لذت دارد كه حضرات حاضرند به خاطر آن به اندازه تعداد موهاي سرشان دروغ بگويند و توهين كنند و افتخارات نظام –و نه حتي دولت را- زير سئوال ببرند و بالعكس جلوه دهند. "بوي صداقت آمد"
تنها استراتژي رقيب اين است كه دولت را نفي كند و وضعيت موجود را وحشتناك جلوه دهد تا مردم از اصولگرايان رويگردان شوند و به آنان راي دهند. 24 سال در قدرت بوده‌اند، اكنون طاقت دوري از آن را ندارند و اين مسئله –رسيدن به قدرت- آن قدر مهم است كه خوب‌هايشان هم به لجن كشيده مي‌شوند و به هر ترفندي و هر حيله‌اي براي "فريب" متوسل مي شوند.
آري چاره‌اي نداريم جز اينكه نذر كنيم و از خداوند بخواهيم تا منافقين را رسوا كند تا با طلوع خورشيد حقيقت، كوردلان به زباله دان تاريخ بپيوندند.
و اما صحبتي با جناب ميرحسين
قبلا و پيش از اعلام كانديداتوري سيد محمد خاتمي آرزو كرده بودم كه وي كانديدا شود، وقتي نامزد شد خوشحال و آن هنگام كه با پيام منفي مردم مجبور به استعفا شد، قلبا ناراحت شدم اما از هم اكنون –چه ميرحسين راي بياورد چه راي نياورد- آرزو مي‌كنم كه كاش موسوي اصلا كانديدا نشده بود. به نظرم اصلا ارزشش را نداشت كه شخصي و شخصيتي همچون ميرحسين كه مي‌خواست اخلاقي باشد امروز به اين حال و روز بيفتد و به آن اردوگاه كثيف پدرخوانده‌ها پناه ببرد. حيف شد.
آقاي ميرحسين! همواره زمينه‌اي روشن از شما در ذهنم وجود داشت و به شما با احترام و به عنوان يك شخصيت انقلابي و ضداستكباري نگاه مي كردم و فكر مي‌كردم سكوت 20 ساله شما به معناي دوري از رفقاي ديروزتان است. شما يكي از مردان روزهاي سخت بوديد. هر چند حرف‌هايي درباره عتاب امام(ره)، خون دل‌هاي دلسوزان، تندروي‌ها و سياست‌هاي بسته شما شنيده بودم اما وقتي نامتان هر از چند گاهي به ميان مي‌آمد كلمات زيباي "دفاع مقدس" و "نخست وزير رهبر فرزانه انقلاب" به ذهن تداعي مي‌شد با اين وجود امروز در فيلم تبليغاتي‌تان "فاطمه معتمد آريا" نقش بازي مي‌كند. مردم بر اساس عقايد، اطرافيان و عملكردها قضاوت مي كنند. 20 سال پيش هم اگر مي‌خواستيد نامزد شويد، آيا حاضر بوديد در فيلمتان آن صحنه‌ها و اين بازيگران را نشان دهيد؟ اين همان "بوي صداقت" است. از همه اينها بدتر مبلغان ستاد شما هستند كه طبيعتا به عنوان نمادي از شما شناخته خواهند شد. دشمنان امام و سيلي خوردگان از انقلاب دور شما حلقه زده‌اند.
باور عميقم اين است كه شركت در اين انتخابات براي ميرحسين فقط و فقط و فقط ضرر و شکست بود و باعث شد وي هم به حساب آن تندروها و خودباخته‌ها گذاشته شود. اگر راي نياورد كه باخته است و اگر هم راي بياورد كه باز هم اخلاق و انصاف و وجدان و انسانيت را واگذار كرده است.
... بايد براي پيروزي مظلومان دعا كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 8:52  توسط ابراهیم رضائی  |