امروز پیکر پاک سرلشکر خلبان شهید حسین لشکری تشییع شد.

او ۱۸ سال را در زندان های صدام به اسارت گذراند. آقا او را سیدالاسرا نامیده بود.
از خود خجالت می کشم وقتی این سئوال به ذهنم می آید که او چرا و برای چه کسی ۱۸ سال را در بند بوده است.
«یا ایها الذین آمنو اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»
«ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و از پیامبر و کسانی که امر شما را در اختیار دارند و از خودتان هستند پیروی نمایید» (نساء- 59)
"بديهي است كه راي ملت و تنفيذ اينجانب تا هنگامي است كه ايشان به تعهد خود و صراط مستقيمي كه تاكنون در آن حركت كردهاند يعني راه اسلام و آرمانهاي نظام اسلامي و دفاع از حقوق ملت و ايستادگي در برابر مستكبران و زورگويان پايبند باشند كه به توفيق الهي همواره چنين خواهد بود انشاء الله." (رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ۱۲/۵/۸۴ حكم تنفيذ نهمين دوره رياست جمهورى)
همه انتقاد و اعتراض ما به خاتمی و دار و دسته اش چه در دوران اصلاحات و چه در دوران کنونی به ولایت ناپذیری وی و به ویژه اطرافیانش بود، همه مشکل ما با میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی به خاطر فاصله گرفتن ایشان از آرمان های ولایت و عمل نکردن به همه توصیه های ولی فقیه بود، اگر هم ایرادی به شیوه مملکت داری، فساد، تبعیض، ویژه خواری و بی عدالتی در مدیریت هایشان می دیدیم، منشا همه آنها فاصله از فرامین مقام ولایت بود. علت اصلی و تنها دلیل مبارزه ما با طبقه الیت، روشنفکران و زرسالاران و زراندوزان پرگو، صف آرایی این جماعت مقابل ولایت بود، پدرکشتگی با نمایندگان رنگارنگ دنیای غرب و نظام سلطه در انتخابات دهم نداشتیم، تنها آنها را در خط سرخ ولایت نمی دیدیم. اصولا دعوای اصلی نظام اسلامی و حکومت دینی با نظام های سکولار و لائیک بر سر الهی بودن و نبودن حکومت در جوامع است که ما نماد حکومت دینی و الهی را "ولایت مطلقه امر" می دانیم. ولی فقیه ضامن اجرای احکام اسلام است و اسلام عین ولایت است لذا مشروعیت هر نظام و هر مقام دولتی در جمهوری اسلامی مشروط به اذن ولی فقیه است و این عین عقل است، نه دیکتاتوری است و نه استبداد بلکه ضامن سعادت جامعه اسلامی و اجرای صحیح احکام اسلام است. ولایت فقیه نایب و جانشین امام عصر است و حکمش حکم خدا را دارد و هر بدعتی غیر از این به معنای "شرک" است. بندگی خدا وظیفه و تکلیف ماست اگر موحد هستیم و اگر به توحید و معاد و نبوت و امامت و ولایت اعتقاد داریم بنابراین باید همه احکام خدایی را چه در مسائل شخصی و چه در امور اجتماعی سیاسی و... بپذیریم توضیح اینکه اگر کسی به خدا معتقد نیست یا عقیده دیگری دارد نمی توانیم او را مجبور به پذیرش اسلام کنیم اما اگر مسلمانیم و با ولایت و امامت بیعت کرده ایم، باید همه دستورات و احکام و سیاست های اسلام را اجرا کنیم. این نه اختیار که تکلیف ماست. اصولا معنای حکومت دینی این است که احکام دینی اجرا شود و اگر قراری غیر از این باشد، باطل است. مسلمان و مومن بودن رئیس جمهور و وزرا و نمایندگان پارلمان و سایر مدیران شرط لازم برای حکومت دینی هست اما کافی نیست، نظام های بسیاری وجود دارد که چه بسا متدینی در راس آن باشد اما دینی نیست و خود نیز ادعای دینی بودن حکومت را ندارند. ولایت مطلقه فقیه ملزوم حکومت دینی و مردم سالاری دینی است.
اگر در هر دو مرحله انتخابات نهم ریاست جمهوری و دهم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد را انتخاب کردیم، اگر او را بر قالیباف و لاریجانی و رضایی ترجیح دادیم اگر در این چهار سال از دولتی که مکتبی می نامیدیمش با جان و دل دفاع کردیم، اگر حذف ذوالقدرها و ... و نارضایتی برخی بزرگان دلسوز را تحمل کردیم و سکوت کردیم، اگر آمد و شد مشایی ها و کردان ها را تحمل کردیم، اگر تندروی ها و بی تدبیری ها دیدیم و هیچ نگفتیم به خاطر شخص احمدی نژاد نبود بلکه به جهت تاییدی بود که ولایت مطلقه امر پای مشق دولت گذاشته بود. به این خاطر بود که او را ولایتمدارتر از دیگران می دیدیم، او که بوسه بر دستان ولایت زد و بی پروا، با افتخار خود را بسیجی مطیع ولایت می خواند و بدون تعارف از اسلام ناب دفاع می کرد. لبخند رضایت ولی ما را بس بود، تنها سبب رویکرد مردم به دولت نهم در انتخابات دهم و خلق بی نظیر حماسه 22 خرداد، ولایتی بودن دولتمردان و در راس آن رئیس دولت بود.
آقای احمدی نژاد عاشق چشم و ابرویتان نبودیم اما والله با وضو و با نیت "قربت الی الله" به شما رای دادیم چرا که شما مصداق معیارهای ولایت می دانستیم و به همین دلیل امروز نمی توانیم حتی اندکی ولایت ناپذیری تان را تحمل کنیم. این بار دیگر نمی توانیم با خوش بینی از کنار آن عبور کنیم، نمی توانیم هیچ نگوییم، نمی توانیم بعد از چهار سال آن را سهل انگاری و بی تدبیری بدانیم. چرا به خاطر یک شخص با سوابق مبهم این گونه هزینه می دهید و حاضر به تاخیر در اجرای حکم ولی می شوید، آیا شما نمی دانستید که نظر رهبری انقلاب راجع به مشایی منفی است چرا او را به این پست مهم گماردید که احتیاج به نامه حضرت آقا شود؟ چرا در اجرای حکم تاخیر شد و با آن ادبیات جواب نامه داده شد؟ چرا بلافاصله مشایی به سمت دیگری منصوب می شود؟ براستی آیا انتظار دارید ساده انگارانه این انتصاب مجدد مشایی آن هم در یک موقعیت مهم و نزدیکتر را بدون پیام خاصی تفسیر کنیم؟ اصولا علت این لجبازی بی حد و حصر آقای رئیس جمهور چیست؟ چرا به خاطر یک شخص خود را در مقابل علما و مراجع، نمایندگان ملت، اصولگرایان و بدنه دلسوز اصولگرایی قرار می دهید؟ چه توجیهی برای این رفتارهای عجیب و غریب دارید؟ آیا برکناری محسنی اژه ای و صفار هرندی در راستای ولایت پذیری آقای احمدی نژاد بوده است؟
متاسفانه این روزها خبرهای ناخوشایندی از پچ پچ ها به گوش می رسد که امیدوارم صحت نداشته باشد اما همگان باید بدانند فرزندان خمینی و خامنه ای با هیچ احدی عهد اخوت نبسته اند، تنها پیمان سربازی با ولایت را امضا کرده اند و در برابر هر کسی که اذن نافرمانی از امر ولایت کند، می ایستند. عیب و عار نمی دانیم که بگوییم بدون تعارف با کسی که تا دیروز حمایتش می کردیم، امروز مقابله می کنیم اگر ببینیم که در راهی غیر از راه ولایت گام برمی دارد چرا که راه ولی امر را "صراط مستقیم" می دانیم. معیار برای ما ولایت است نه شخص، افراد هم تا زمانی که در خط ولایت هستند مورد تکریم و مشروع هستند و در غیر این صورت مشروعیتی برای ادامه مسئولیت خود نخواهند داشت.
به هر حال یک نمره منفی در کارنامه احمدی نژاد ثبت شد، گرچه برخی ها حرف آقا را ۸ سال و ۱۶ سال زمین گذاشتند اما همین یک هفته احمدی نژاد هم برای ما قابل تحمل نیست. امیدوارم دکتر احمدی نژاد جبران کند و بیش از این آن ۲۵ میلیون را سرخورده و دلسوزان را نگران نکند.
"ای خدای مهدی! در جهان کیست که ریزه خوار سفره امام نیست، چشمی عنایت کن که ولی نعمت خویش را باز شناسیم."
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدائی
نروم جز به همان ره که توام راهنمائی
***
عجب تمثیلی است این كه علی مولود كعبه است ... یعنی باطن قبله را در امام پیداكن! اما ظاهرگرایان از كعبه نیز تنها سنگ هایش را می پرستند . تمامیت دین به امامت است... كعبه قبله احرار است...
حکايت بقيع، حکايت غربت است، غربت اسلام، و با که بايد اين راز را باز گفت که اسلام در مدينهالنبي از همهجا غريبتر است؟
اي تربت مطهر، اي آنکه بر تربت تو، جايجاي نشانه پاي حبيب و اثر اشک هاي غريبانه او باقي است.
اي همنواي "امن يجيب" مولا مهدي (عج)... اي کاش که ما به جاي خاک تو بوديم و هنگامي که آن يار غايب از نظر به زيارت قبور ميآمد، بر پاي او بوسه ميزديم.
تمثيل حج، تمثيل آفرينش انسان است، و تو، اي انسان، اي آنکه مشتاقانه با لقاء محبوب شتافتهاي.
اينجا، تمثيل مرگ است، که فرمود:«موتوا قبل ان تموتوا» و اين کفن است که ميپوشي تا پيش از آنکه مرگ ترا دريابد، تو با پاي خويشتن به مقتل عشق بشتابي و به مذبح معشوق. و چه ميگويي؟...لبيک اللهم لبيک...
و اين چنين است که مناسک حج، از طواف آغاز ميشود و به طواف خاتمه مييابد، و به کمال ميرسد. و سر اينکه حجت خدا علي (ع) در کعبه متولد ميشود همينجاست، يعني که کعبه جسم است و روح آن، حجت خدا و انسان کامل است و تو نيز بايد با اتمام مراحل و موقف حج به کمال برسي و مدار رجعت تو به مبدأ و معاد کامل شود. اناللهوانااليهراجعون.
مناسک حج از يک سو تمثيل سيري است که انسانهاي متکامل به سوي الله طي ميکنند و از سوي ديگر، تذکاري است بر تاريخ زندگي انسان بر کوکبه ارض در منظومه شمسي و اينچنين وقوف در عرفات هم براي کسب معرفت و عرفان است و هم... براي تأمل و تفکر در تاريخ حيات انسان بر کره زمين. (شهيد آويني)
***

سلام. نايب الزياره همه دوستان در كعبه آمال، حرم پيام آور بزرگ تاريخ و خانه دخت مظلومش، قبرستان مطهر بقيع و بين الحرمين، مزار شهداي احد، غار مقدس حرا، عرفات، و... بودم.
قلم نحيف من، ضعيف تر از آن است كه بتواند آن نورانيت و معنويت قلب زمين و سرزمين وحي را توصيف و ترسيم كند اما در ايام وقوف در مدينه النبي و مكه مكرمه روزنوشت هايي را به تحرير در آوردم كه برخي از آنها را در آينده نزديك بر روي وبلاگ خود قرار خواهم داد. همچنين عكس هاي زيبايي به همراه دوستان عكاس خود از آن سرزمين مقدس گرفتيم كه انشاالله منتشر خواهد شد.
باري؛ يك حاصل سفر حقير به سرزمين وحي پيشنهادي بود كه با عنوان "بين الملل اسلامي" در قالب يادداشتي به دوستان در بعثه مقام معظم رهبري دادم. خلاصه اش اين بود كه مكه و مدينه اين دو شهر خيلي مهم اسلامي و محل رجوع همه مسلمانان عالم بايد بين المللي شوند و از انحصار دولت و حكومتي خاص -آن هم با اين عقايد خطرناك- خارج شوند و به وسيله نمايندگاني مركب از همه كشورهاي مسلمان و سازمان كنفرانس اسلامي اداره شوند. مسلمانان با مذاهب گوناگون بايد در آنجا از آزادي ديني برخوردار باشند، امري كه هم اكنون از آن محرومند. هر چند اين پيشنهاد، آرمانگرايانه و شايد غير قابل دستيابي باشد اما به گمانم مورد قبول و پذيرش همه مسلمانان -شيعه و سني- باشد.
لازم مي دانم از محبت دوستان عزيزم در طول سفر و بعد از آن سپاسگزاري نمايم.
اين را بِشِنو، حج بود آغاز به راهت // طي کن ره خود را که پذيراست خداوند
***
آخرين روز بهار سالروز درگذشت پدر پاكمان بود. در همين زمينه مطلبي به احترام آن مرد پارسا و بزرگ نوشتم كه آن را در اينجا مي توانيد بخوانيد.