تبليغاتX
...موجیم که آسودگی ما عدم ماست
دل‌نوشته‌ها و یادداشت‌های یک خبرنگار تکلیف‌گرا

روز خبرنگار برهمه  دوستان و همکاران خبرنگار مبارک

یاد و خاطره شهدای گلگون کفن خبرنگار و اصحاب رسانه بخیر و گرامی باد

خواستم برای روز خبرنگار چیزی بنویسم. بهتر دیدم بیشتر راجع به استان خودم –که احساس می کنم مطبوعاتش دچار نوعی بیماری هستند- وجیزه ای بنویسم:

1-   گر چه مطبوعات بوشهر در این سال ها رشد کمی یافته اند اما در بعد کیفی پیشرفت چندانی نکرده اند و بعضا درجا هم زده اند. تقریبا در اکثر پارامترها مشکل وجود دارد. به گمانم علت، حاکم نبودن فضای علمی و فنی روزنامه نگاری و خبرنگاری در این نشریات است. بعضی از این جراید ارزش خریدن و خواندن ندارند. انگار به وجود آمده اند تا فقط آگهی های تبریک و تسلیت مدیر مسئول و نزدیکانش در آن چاپ شود و مثلا بگویند ما هم نشریه داریم. چند هفته قبل یکی از همین نشریات که اتفاقا از سابقه نسبتا طولانی هم برخوردار است، در تیتر یک خود نوشته بود: «تیم فوتبال اسپانیا قهرمان یورو 2008 شد» خیلی تعجب کردم و هر چه فکر کردم دیدم این تیتر به درد هیچ رسانه ای در هیچ زمانی نمی خورد چرا که اولا برای تیتر عبارت «تیم فوتبال» نمی آید، ثانیا قهرمانی اسپانیا در فوتبال(آن هم در بازی که به طور مستقیم از تلویزیون پخش شد و بیش از یک میلیارد بیننده داشت) تنها به درد مخاطبان رسانه های آن لاین و بخش های خبری رادیو و تلویزیون می خورد نه یک نشریه چاپی که حداقل ساعت ها بعد از این اتفاق منتشر می شود، ثالثا این چنین تیترهایی به درد روزنامه های ورزشی می خورد که فردای آن روز منتشر می شود نه یک هفته نامه که بعد از گذشت روزها از این رویداد و پس از یکی دو روز معطلی در چاپخانه های بوشهر و سیستم معیوب توزیع به دست خواننده می رسد، رابعا نشریات محلی را چه به تیتر جهانی؟! اصلا مگر نشریات محلی برای چه به وجود آمده اند؟ آمده اند تا اخبار اروپا را منتشر کنند یا اخبار گستره جغرافیایی خود را؟ احتمالا با دیدن تیتر فوق تعداد صفر نفر، اطلاعاتی به اطلاعاتشان اضافه شد! از ابتدایی ترین اصول حاکم بر نشریات محلی و منطقه ای این است که تیتر، خبر، گزارش و... متناسب با حیطه انتشار خود بکار ببرند. این تنها یک مثال بود و نمونه هایی از این دست زیاد داریم. تقریبا در تمام نشریات بوشهر اشتباهات تایپی و نگارشی وجود دارد. رعایت عناصر و ارزش های خبری در بسیاری از این نشریات جایگاهی ندارد. نکته دیگر نقد حقیر در ارتباط با عملکرد مطبوعاتمان در خبر مهم رفت و آمد استانداران قدیم و جدید بود که فکر می کنم اغلب عملکرد خوبی نداشتند. برخی بازی خوردند. تیتر استاندار آمد یا رفت بعد از چند روز از واقعه تیتر مناسبی نبود اما بر صفحه اول همه مطبوعات نشست. با وجود رسانه های جمعی دیگر (سایت ها، روزنامه ها، صدا و سیما)، همه مردم از این واقعه در اولین ساعات باخبر شدند. نقش رسانه های چاپی و به ویژه هفته نامه در این گونه موارد ارائه گزارش های خبری و جامع و پرداختن به مواردی در این مورد است که قبلا به آن پرداخته نشده است. این خبر مهم ارزش یک تحلیل محتوای جامع(تجزیه و تحلیل پیام های ارتباطی نشریات بوشهر در اخبار مربوط به عزل و نصب استاندار) را دارد.

2-   محتوای نشریات ما هم خیلی اشکال دارد. سطح کیفی گزارش ها و مصاحبه ها و حتی اخبار خیلی ضعیف است. جای گزارش های تحقیقی و پیگیرانه در نشریات بوشهر جدا خالیست. در حالی که موضوعات مهم و بکری همچون پارس جنوبی، نیروگاه اتمی، محیط زیست، صنعت توریسم، اجرای سیاسیت های اصل44 در استان و... برای گزارش نویسی وجود دارد که هر کدام می تواند تاثیری بزرگ در روند توسعه استان بگذارد اما خبرنگاری نیست که دنبال این نوع گزارش های مهم باشد. با وجود نشریات فراوان ظرفیت های معطل مانده زیادی وجود دارد. گاهی تهیه یک گزارش پیگیرانه ممکن است ماه ها به طول بکشد اما در پی آن سرنوشت یک مسئله مهم تغییر کند و دگرگون شود. واترگیت، پتروپارس، گلدکوئیست و... نمونه هایی از این دست هستند. بهتر است به جای سطحی نگری به مسائل، عمقی آنها را دنبال کرد. خبرهایی که از پارس جنوبی چاپ می شود انسان را به یاد بولتن روابط عمومی می اندازد. مسئله دیگر نوع رویکرد و نگاه نشریات به مسائل است. احساس می کنم برخی نشریات ما برای عقده گشایی آمده اند. کافیست آقای مدیر مسئول یا سردبیر با فلان شخصیت حقیقی یا حقوقی مشکل شخصی یا جناحی پیدا کنند آن وقت در اولین شماره تا اطلاع ثانوی آن شخصیت را حسلبی آش و لاش می کنند. عکس این قضیه هم صادق است. چند وقت پیش در یکی از نشریات مقاله ای پیرامون عملکرد مدیری که به تازگی منصوب شده بود، می خواندم. نویسنده با آب و تاب از خدمات و تحول بزرگ آقای مدیر! تعریف و تمجید کرده بود. بعدها شنیدم که نویسنده و مدیر مسئول هر دو کارمند آقای رئیس کل هستند!!! شان نشریه مان را تا این حد پایین نیاوریم. قرار است تریبون مردم باشیم نه باج خواهان. تازگی ها مد شده که نمایندگان احزاب در استان ما سلسله وار و پی در پی در نشریات خود به یکدیگر می پرند و از خجالت هم در می آیند. دعوای خاتمی و کروبی و اصولگرای حامی و منتقد اینجا هم ادامه دارد.

3-   نشریات ما باید یک گام به پیش بردارند. اگر یک هفته اینترنت در بوشهر قطع شود احتمالا هیچ نشریه ای منتشر نشود. نشریات باید سازمان داشته باشند. هیات تحریریه، سرویس های مجزا و مجرب همراه با خبرنگار و البته کادر فنی و اجرایی قوی داشته باشند تا بتوانند تولیداتی مناسب و مطابق با طبع مخاطبان خود داشته باشند. خیلی از این نشریات را یک نفر به تنهایی با ساعتی گشت و گذار در اینترنت می بندد و حتی صفحه آرایی هم می کند. بحث عکس و کاربرد آن در رسانه ها و همچنین صفحه آرایی نیز امروزه بسیار پیچیده شده است و باید به طور ویژه روی آنها کار شود. ضمن اینکه سطح مطالعه روزنامه نگاران ما بالا نیست و در بحث اقتصاد رسانه هم همچنان در خانه اول هستیم. جالب نیست اگر که موافق و مخالف چشمشان به جیب دولت باشد و اگر یک روز یارانه ها و آگهی های دولتی قطع شود همه تعطیل شوند. نشریه بخش خصوصی باید روی پای خودش بایستد و این شدنی است. در قدم اول باید «حرفه» مدیر مسئول و سردبیر "مدیریت رسانه" و "روزنامه نگاری" باشد. باید خود را به مردم بسپاریم نه دولت. اگر کالایمان "ارزشمند" باشد، مشتری حاضر است برایش بهای زیادی بپردازد. اینقدر دولتی نباشیم که هر چند وقت یکبار دادمان در آید که فلان مسئول چرا تحویلمان نگرفت. به جای لابی کردن برای دعوت شدن خبرنگارمان در جلسه و گلایه کردن از دعوت نشدن، با انتشار مطالب پرمحتوا در نشریه خواندنی و وزین مان کاری کنیم که آنان خود مجبور به دعوت از ما شوند. این به معنی همان جست وجو در اینترنت و کپی مطالب متنوع از دنیای سیاست، ورزش، فرهنگ، هنر، بهداشت و... نیست چرا که اگر خواننده به دنبال این جور مطالب باشد رسانه هایی به مراتب معتبرتر ، جامع تر  و سریع تر در اختیار دارد. ناگفته نماند که در بوشهر ارتباط دانشگاهیان و نخبگان با نشریات کمرنگ است. کاش شعبه ای از دانشکده خبر در بوشهر تشکیل می شد. استان با این تعداد نشریه و خبرنگار ظرفیت آن را دارد. نهادی که می تواند "آموزش" خبرنگاران و روزنامه نگاران بومی را در سطح عالی برعهده گیرد و نه یک گام که چند گام به پیش باشد. اگر همه همت کنند، شدنی است. پیشنهاد می کنم آقای استاندار پا پیش بگذارند.

4-    خبرنگار نباید "بازی بخورد" چرا که بازیگر نیست حتی قاضی هم نیست. خبرنگار ناظری امین است که "گزارش" کار خود را به مردم می دهد. او آیینه ای شفاف است که آنچه را می بیند و می شنود، عینا به مردم گزارش می دهد. البته رسالت خبرنگار مسلمان سنگین تر است. او باید در راه حق گام بردارد و در عرصه خبر هم مسلمانی کند. خبرنگاری امروز، خبرنگاری ثانیه هاست بنابراین خبرنگار باید چند رسانه ای باشد و توان ارائه اخبار به صور گوناگون و به صورت سریع را داشته باشد. "قدرت محاسبه"، "شم خبری" و "گیرندگی" خبرنگار باید بالا باشد. به هنگام بحران فرصتی برای کتابخانه ای اندیشیدن نیست، باید سریع تصمیم گرفت و بسته خبری را سریع تر، صحیح تر، دقیق تر و جامع تر از دیگران به دست مشتری رساند. خبرنگار باید برای کار خود ارزش قائل باشد و حواسش باشد که آنچه می نویسد و می گوید در پرونده کاری وی ثبت خواهد شد و دیگران بر اساس آن قضاوت خواهند کرد. خبرنگار تصمیم گیر نیست اما می تواند تصمیم ساز باشد. معرکه گیری کار خبرنگار نیست چرا که نه شاکی است و نه متهم. خبرنگاری که بیشتر مطالعه می کند حتما موفق تر است. از ذهن خبرنگار "که"، "چه"، "چرا"، "چگونه"، "کی" و "کجا" نباید پاک شود. قلمبه سلمبه نویسی نشانه سواد خبرنگار و روزنامه نگار نیست بلکه معلول عدم درک وی از مخاطبان است. قلم خبرنگار، آلتی برای مچ گیری و حال گیری نیست. فراموش نکنیم که در عصر "رسانه های قدرتمد" بسر می بریم و برای موفقیت در آن باید حسابی آماده، زبردست و چیره دست باشیم.

 

"روز خبرنگار" فرصت خوبی برای نقد خبرنگار است. بعد از 364 روز یک سوزن هم به خودمان بزنیم!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 20:10  توسط ابراهیم رضائی  |