پدر، معلم و دوست نازنیم رفت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت ------ جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
قرةالعین من آن میوه دل یادش باد ------ که خود آسان بشد و کار مرا مشکل کرد
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز ------ چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
RSS