در رسانه ها خبر نطق همراه با عصبانیت اعلمی را خواندم. عجیب نبود. بالاخره اگر از این حرفها نمی زد که رد صلاحیت نمی شد. اغلب ردصلاحیتی ها این گونه اند. اما آنچه مرا بهت زده و متعجب کرد، اظهارات جناب عطارزاده نماینده اصولگرای بوشهر در مجلس هفتم در تایید نطق اعلمی بود.
با خود گفتم آقای عطارزاده شما چرا؟
شما که افتخار سال ها اصولگرایی و مقابله با دیکتاتوری دوم خردادانه را داشته اید، چرا؟ اینکه شما در این انتخابات رد صلاحیت شدید دلیلی برای حمله به نهادی مهم همچون شورای نگهبان نمی شود؟ من هم از ردصلاحیت عطارزاده ناراحت شدم اما اینکه دلیلی نمی شود که شورای نگهبان این نهاد تحت نظر ولایت را ترور کنیم؟ آیا نقش شورای نگهبان را در بزنگاه ها و در کوران حوادث فراموش کرده اید؟ این همان شورایی است که در اوج خفقان دوران اصطلاحات، مقتدرانه ایستاد و نگذاشت نظام اسلامی در دامن غرب سقوط کند و همواره نگذاشت چهره های مسئله دار زمام امور را بدست گیرند؟ این همان است که همواره نمی گذارد خلافکاران و قاچاقچی ها و عوامل بیگانه و... با زر و زور و تزویر مردم سواری کنند؟ آیا یادتان رفته که در انتخابات دوم شوراها به دلیل نبود یک نهاد نظارتی قوی همچون شورای نگهبان، مردم چه واکنشی نشان دادند و چه کم شرکت کردند؟ آیا نمی دانید که شورای نگهبان ضامن اسلامیت و جمهوریت نظام است؟
آقای عطارزاده شما چرا؟ شما که در دفاع مقدس بوده اید و یک پای خود را برای این انقلاب داده اید و برخلاف برخی مصلحت گراها آماده عملیات استشهادی بر علیه استکبار بوده اید، چرا؟ چرا باید به خاطر یک اشتباه حرف های دشمن شادکن بزنیم؟ آیا این اصولگرایی است؟ انقلاب حاصل خون شهداست، به خاطر یک دلخوری و با هر حرفی آن را تضعیف نکنیم.
و اما چرا همراهی با اعلمی؟ در شان شخصی همچون عطارزاده نیست که با فردی تندرو و وابسته به احزاب افراطی و بیگانه پرست همراه شود؟ این همان اعلمی است که بارها رئیس جمهوری محبوب و منتخب را به بدترین عبارات به استهزا گرفت و به ایشان توهین کرد؟ همگامی با لمپن ها؟ این از همان جماعتی است که آن نامه هتاکانه به ولی امر مسلمین را نوشتند و آن تحصن ننگین را کردند و هرچه از دهانشان در آمد نثار سر تا پای نظام کردند؟ و شما برادر عطارزاده، بارها در سنگر مقابله با ناتوی فرهنگی شجاعانه با آنان رویارویی کردید و به افشای ماهیت شان پرداختید و البته بارها و بارها از تصمیمات شورای نگهبان حمایت کردید.
از جمله انتقادهای جدی که من به دوم خردادی ها دارم همین ادبیات بی ادبانه برخی از سران و نویسندگان آنان به ویژه در ارتباط با رئیس جمهوری است؟ در دوران حاکمیت چپ اندیشان با وجود آنکه دولت وقت سرشار از ایراد و اشکال بود -گرچه همیشه از سوی اصولگرایان نقد می شد- اما هیچ وقت از سوی هیچ اصولگرای واقعی مورد اهانت قرار نگرفت و حتی با وجود اشتباهات فراوان اینان بعد از انتخابات سوم تیر (همچون برخی مواضع دشمن پسند آقای خاتمی و دست دادن با دختران و تحریف اندیشه های امام، تضعیف دولت، تقویت بیگانه و...) باز هم هیچگاه لحن بی ادبانه به کار برده نشده است؟ راستی مگر شما نمی گفتید مردم سالاری؟ مگر نمی گفتید حرف مردم حرف خداست؟ دانستن حق مردم است و... اکنون چرا پشت به حرف های دیروز خود کرده اید؟ چرا به انتخاب مردم تمکین نمی کنید؟
بگذریم ... هیچکس مدعی معصوم بودن و اشتباه نداشتن شورای نگهبان نیست –که گمان نمی کنم خود اعضای این شورا هم چنین نظری داشته باشند- اما انصاف نیست که به خاطر یک اقدام –به فرض اشتباه- همه این نهاد که ضامن بقای نظام است را زیر سئوال ببریم؟ تا وقتی ما را تایید می کرد خوب بود اما حالا که ما را تایید نکرده، بد شده است؟ می توانیم شورای نگهبان را نقد کنیم اما حق نداریم آن را تضعیف کنیم؟ امیدوارم آقای عطارزاده حرف های خود را تکذیب یا اصلاح کنند.
خیلی دلم می خواست در انتخابات مجلس هشتم همه مدعیان اصلاح طلبی تایید می شدند تا هم صحت تصمیم شورای نگهبان مشخص می شد و هم اعتبار دار و دسته دوم خرداد.
دیروز نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بودم.
آقای خاتمی -رئیس جمهوری سابق- هم به آنجا آمد.
مردم، ایشان را هو کردند.
چرا؟