تبليغاتX
...موجیم که آسودگی ما عدم ماست
دل‌نوشته‌ها و یادداشت‌های یک خبرنگار تکلیف‌گرا

مسئول بسيج دانشجويي دانشكده خبر:
جنش دانشجويي بايد با معرفي معيارهاي مناسب كانديداها سهمي در گزينش آنها داشته باشد


مسئول بسيج دانشجويي دانشكده خبر عدالت و استكبار ستيزي را مهمترين شاخصه جنبش دانشجويي دانست كه بايد در عرصه انتخابات نيز رعايت شود.

ابراهيم رضايي مسئول بسيج دانشجويي دانشكده خبر در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اشاره به اينكه جنبش دانشجويي براي نهادينه كردن آرمان ها استراتژي هاي مختلف دارد  تصريح كرد: جنبش دانشجويي مي تواند باتشويق مردم با توجه به اعتمادي كه مردم نسبت به آنها دارند زمينه مشاركت حداكثري مردم را در عرصه انتخابات داشته باشد.
وي با اشاره به اينكه دانشجو به عنوان چشم بيدار جامعه بايد سهمي در گزينش كانديداها داشته باشد تصريح كرد: جنبش دانشجويي مي تواند با معرفي معيارهاي مناسب براي كانديداهاي انتخابات سهمي در اين گزينش داشته باشد و با روشنگري در اين زمينه مانع ورود افراد مسئله دار شود.
ابراهيم رضايي نقد سياسي و اجتماعي مسئولان را يكي از رسالت هاي اصلي جنش دانشجويي دانست و تاكيد كرد: جنش دانشجويي با نقد اجتماعي و سياسي ، كانديداها را به سمت و سويي هدايت كند كه در قانون آمده است.
وي محافظه كار نبودن را يكي از شاخصه هاي اصلي جنبش دانشجويي در عرصه انتخابات عنوان كرد و افزود: جنبش دانشجويي مي تواندبه احزاب خط دهد و نقش يك ناظر را كه به دنبال باج نيست در قبال احزاب داشته و با تذكر مي تواند آنها را راهنمايي كند./ن

YJC - انتهاي خبر // باشگاه خبرنگاران جوان//www.Yjc.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 17:57  توسط ابراهیم رضائی  | 

مي‌خواستم روز خبرنگار مطلبي بنويسم كه فرصت نشد.

سلام و درود خدا بر همه شهيدان علي‌الخصوص شهداي رسانه و به ويژه دوست هميشه جاويدم مهندس شهيد حاج داريوش شاهيني -او كه خبرنگاري را در مكتبش مكتبي آموختم-.

خبرنگاري امروز خبرنگاري ثانيه‌ها است. اگر شماي خبرنگار يك حرفه‌اي باشيد حتي يك ثانيه هم برايتان ارزشمند است چرا كه آن مي‌تواند شما را يك ثانيه از رقبا كه كم هم نيستند جلو بيندازد.

خبرنگاري اين نيست كه در تحريريه‌ها و اتاق خبرها بنشينيم و منتظر خبر باشيم، نه، خبرنگار خوب بايد در ميدان باشد. هميشه بهترين خبرها هيجان‌انگيزنرين خبرها هم بوده‌اند و اين تنها در ميدان عمل بدست مي‌آيد.

خبرنگاري يعني سختي، يعني گرما و سرما چشيدن. خبرنگار شخصي پرحوصله است كه دلي پرجرات و خصلتي پيگير دارد، مايوس نمي‌شود و منتظر خوش‌آمد گويي اين و آن نيست.

خبرنگاري جاي خوبي براي آنان كه مي‌خواهند انشا بنويسند نيست يا آنان كه اهل بلندپروازي هستند و در آن به دنبال نام و شهرت مي‌گردند.

خبرنگار، خبرنگار است. قرار نيست يك خبرنگار خوب يك سردبير خوب هم باشد -روالي كه متاسفانه در كشور ما جاري شده است- يك خبرنگار خوب هميشه يك خبرنگار خوب مي‌ماند.

چند روز پيش چند تن از دوستان خبرنگار اصلاح‌طلب از اينكه دولت در اطلاع‌رساني به آنان خبر نمي‌دهد مي‌ناليدند و با طلبكاري انتظار داشتند دولتي‌ها خبرشان بدهند، خنده‌ام گرفت، ما خبرنگاريم يا بوق تبليغاتي، آيا شرط خبرنگار بودن اين است كه دولت به ما خبر بدهد عجب پس ما عريضه نويس هستيم نه خبرنگار. بزرگي از بزرگان علوم ارتباطات مي‌گويد خبر آن است كه به شما نمي‌دهند ديگري هم مي‌گويد خبر آن است كه وقتي آن را مي‌خواني يا مي‌شنوي با صداي بلند "هورا" بكشي...

خبرنگاري اين نيست كه پاي اينترنت بنشيني و پس از مدتي وبگردي چند خبر را به هم بدوزي و بيرون دهي، نه، خبرنگاري يعني زحمت يعني تحقيق، تفكر و عمل

خبرنگار سياسي‌كار نيست، خودشيرين و خودشيفته نيست، فخرفروش هم نيست، كم‌ارزش هم نيست، خبرنگار مسخره‌گر و هتاك و بي‌ادب نيست، خبرنگار خبرنگار است.

خبرنگار به دنبال منافع شخصي و يا گروهي خاص نيست، خبرنگار خود را وقف مردم كرده است، او به دنبال هر چه كه هست، آن را نه براي خود كه براي مردم كشورش و پيروان آييني كه آن را مي‌پرستد مي‌خواهد.

خبرنگاري جايي براي بيرون دادن عقده، انتقام‌گيري و تسويه حساب شخصي و جناحي نيست.

بخش عمده‌اي از خبرنگاري مطالعه، مطالعه، تحقيق، پژوهش و پرسش است.

راستي چرا ما در اين كشور يك اوريانا فالاچي، يك خبرنگار بين‌المللي و يا يك نشريه و حتي رسانه بين‌المللي به دنيا معرفي نكرده‌ايم؟!

خبرنگار هميشه در صحنه است، حتي اگر كتك بخورد تهديد شود، اخراج شود، بيرونش كنند و...

... و فراموش نكنيم كه اين قلمي كه با آن خبرنگاري مي‌كنيم همان است كه قادر متعال در كتابش به آن قسم ياد كرده است.

حق نگهدار همه خبرنگاران حق پرست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 19:26  توسط ابراهیم رضائی  | 

عصر دیروز داشتم تلویزیون نگاه می کردم که یکباره زیرنویس شد که عالم ربانی آیت الله مشکینی به لقاءالله پیوست.

آیت الله مشکینی مرد بزرگی بود امثال ایشان کم داریم. مشکینی حقیقتا اصولگرا بود.

به یاد گفته های ایشان به هنگام ماجرای آغاجری افتادم که گفته بود: «وی{آغاجری} نسبت به علما و اسلام جاهل است. او، آدم وارونه ای است»

هنوز از دنیا نرفته بود که مطبوعات دوم خردادی جنازه اش را تشییع کردند و جانشینش را هم تعیین کردند. این حرکتشان مرا به یاد رفتار ابوبکر و عمر به هنگام رحلت پیامبر انداخت. بیچاره دوم خردادی ها به دلیل بی سوادی و نفرت علما از آنان تقریبا هیچ نماینده ای در مجلس خبرگان ندارند. آن قدر کم آورده اند که دست به دامان هاشمی رفسنجانی شده اند. ظاهرا نمی دانند که هاشمی ، مشکینی دیگری است.

خداوند روح عالم فرزانه و بزرگ حضرت آیت الله مشکینی را مورد رحمت و مغفرت قرار دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 8:48  توسط ابراهیم رضائی  | 

امروز ۱۳ رجب سالروز ولادت امیر مومنان است.

sms هاي زيادي طي ديشب و امروز برايم آمده است و در بيشتر آنها روز پدر را به من تبريك گفته اند اما هر بار كه پيامكي آمد با خود گفتم من كه پدر نيستم با اينكه پدر من بهترين باباي دنياست، خيلي موافق نيستم كه اين روز را روز پدر بنامند چرا كه متاسفانه در جامعه يتيم زياد داريم و يتيمان كه سايه پدر بالاي سرشان نيست غصه مي خورند و جاي خالي پدر روحشان را به درد مي آورد. اين فرهنگ را هم نداريم كه در اين روز به خانه يتيمان برويم و مرحمي بر دردهايشان باشيم.

به اعتقاد من مناسب ترين اسم براي اين روز بزرگ 'عدالت و جوانمردي' است. علي(ع) بزرگمردي بود كه لحظه لحظه و ذره ذره زندگيش را وقف اسلام كرد.

آخر اينكه هنوز هم نفهميده ام كه چرا روز پدر را به من تبريك گفتند شايد به اين دليل بوده كه فرستنده محترم پيامك حوصله نداشته متن را يك به يك بفرستد و يك متن كه در آن روز پدر را نيز تبريك گفته براي همه فرستاده است و ما هم يكي از همه!

مطلب آخري كه چندان بي ربط نيست بگويم اينكه روزهايي مثل امروز روز كاري خبرنگاران و روزنامه نگاران و به ويژه آناني كه در تحريريه و اتاق خبر شاغلند، مي باشد و آنا چندان مزه عيد را نمي چشند و تعطيلي شان روز قبل از عيد بوده است. حقير هم هم امنون از داخل اتاق خبر وب نويسي مي كنم و از همين جا عيد را به هر كه اين نوشته را بخواند تبريك مي گويم.

انشاالله همه علي وار زندگي كنيم و علي وار از دنيا برويم.

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 16:58  توسط ابراهیم رضائی  | 

بالاخره بعد از ۹ روز اقامت در بوشهر جمعه شب به تهران برگشتم.

هر وقت از بوشهر برمی گردم به جای اینکه سرحال باشم، با دلی پر از اندوه برمی گردم. آنجا چیزهایی را می بینم و می شنوم که قلبم را به درد می آورد. برخی قواعد کهنه و قدیمی هنوز هم در برخی جاها حاکم است. محرومیت در آنجا موج می زند و ظاهرا حالا حالاها هم قرار نیست فرجی شود. نمی دانم چطور احساسم را از این بابت بیان کنم.

خدا لعنت کند آنان را که نگذاشتند این مردم پیشرفت کنند به گمانم بزرگ ترین مشکل مردم آنان سواد است. انصافا دین و ایمانشان خوب است اما کم سوادی و بی سوادی ریشه مشکلات بوشهر است. من هم بلد نیستم مثل سیاستمداران حرف های خوب خوب بزنم و همه مردم را عالی و بی عیب بدانم.

آنجا انسان های بدبخت زیاد هستند و وقتی که می بینی هیچ کاری نمی توانی برایشان کنی بیشتر افسرده می شوی. هنوز هم برخی رفتارهای عهد بوق وجود دارد و برخی مسایل بی ارزش، ارزش دار است. خدایا خودت کاری کن. کج فهمی، کوته بینی، زیراب زنی، بخشی نگری و... همه ناشی از بی سوادی است.

این چند روزه تا دلتان بخواهد در بوشهر دور زدم و دوستان قدیمی را زیارت کردم. در آنجا دوستان اصولگرا حاکم هستند اما متاسفانه به جان هم افتاده اند و...

تنور انتخابات مجلس هم گرم شده است و کاندیداها خانه به خانه تبلیغ می کنند. در چند جلسه راجع به این موضوع شرکت کردم و کارهایی انجام شد.

هوا هم بس ناجوانمردانه گرم و شرجی بود البته هنوز به اوج نرسیده است.

خارک و رطب هم هنوز به بار ننشسته بود.

مشکل بنزین در آنجا حادتر است.

 باز هم می گویم بوشهر مظلوم است نه محروم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 16:49  توسط ابراهیم رضائی  |